یادداشتی بر تله فیلم سبز سپید سرخ

   

به گزارش باشگاه خبرنگاران، سهراب رحمتي که در پرورشگاه بزرگ شده و خانواده اي ندارد آنچنان در دل سرکار استوار افرا خودش را جا مي کند که استوار سابقه  بيست و هشت ساله خدمت خود را وجه الضمان آبروي او کرده و برايش به خواستگاري عطيه دختر حاج مراد معتمد يک روستاي مرزي مي رود. حاج مراد علي رغم عدم شناخت از سهراب به دليل تعريف و تمجيدهايي که استوار افرا از توانايي ها و مردانگ هاي سهراب مي کند عطيه را به سهراب محرم مي کند، سهراب هر روز با متوسل شدن به حيله و ترفندي از پاسگاه در مي رود تا نامزدش را ببيند و در اين راه سعيد دوست صميمي اش همراه او مي شود تا کمکش کند و پوششي براي خرابکاري هاي سهراب باشد و دست آخر ياري براي بازداشت هاي شبانه و مجازات هايش سهراب و سعيد در حالي آخرين ماه هاي سربازي را مي گذرانند که از طرف عراق حرکات مرموزي مشاهده مي شود.

 در يک صبحگاه با شکوه وقتي که افراد پاسگاه در يک دشت وسيع و سرسبز و با شکوه مراسم پرچم برگزار مي کنند سينه سعيد در حال به اهتزاز در آوردن پرچم هدف گلوله تک تيرانداز عراقي قرار گرفته و شهيد مي شود.

وقتي که بعد از اداي احترام به پيکر سعيد، سهراب مأمور بازگرداندن جنازه به خانواده اش مي شود در راه بازگشت متوجه مي شود که پاسگاه توسط نيروهاي عراقي اشغال شده است.
سعيد شاهد به شهادت رسيدن تعدادي از دوستان و استوار افرا مي شود و به شدت متأثر مي گردد.

او به روستا باز مي گردد و طبق گفته هاي افرا آنان را به کليه روستا وادار مي کند و به کمک تعدادي از اهالي روستا تعدادي کوکتل مولوتف ساخته و يک تنه به سراغ عراقي ها مي رود. در هنگام عزيمت، عطيه مقداري نان را در پارچه اي سبز پيچيده و به او مي دهد، سهراب که دستش در نوبت قبلي مراجعت به پاسگاه زخمي شده به ياد جمله ي افرا مي افتند که مي گويد تمام کوشش ما در پاسگاه براي اين است که پرچم کشورمان به اهتزاز درآيد. سهراب با کمک يکي از نيروها که زنده مانده و مخفي شده است انبار مهمات عراقي ها را منهدم کرده و شبي آتشين و رعب آور براي آنان مي سازد. سهراب با پارچه ي سبز عطيه، زيرپيراهني خونينش و بانداژ سفيد زخمش و نخ و سوزني که به توصيه ي افرا هر سربازي بايد همراه خود داشته باشد، پرچم ايران را مي سازد و به جاي پرچم عراق مخفيانه در پاسگاه به هتزاز در مي آورد. عراقي ها که از اوضاع به شدت سردرگم شده اند به دستور فرماندهان خود مبني بر عدم شناسايي دقيق محل، پاسگاه را ترک مي کنند و در هنگام ترک دوباره پرچم خود را بالا مي برند، سهراب بعد از رفتن عراقي ها دوباره پرچم پرافتخار سه رنگ ايران را بر فراز پاسگاه به پرواز درمي آورد و توسط تک تيرانداز عراقي در کنار صخره اي که خود و سعيد بر آن يادگاري نوشته اند به شهادت مي رسد.
شهروز آقايي داستان «سبز، سپيد، سرخ» را با تمهيدات روايتي درست و باورپذير و با استفاده از گره هاي دراماتيک و تعليقات داستانی حساب شده و به جا به خوبي روايت مي کند .مجید تربتي با بازي گرفتن از بازيگر با استعداد، عمار تفتي و دکوپاژ مناسب و استفاده از لانگ شات هاي زيبا و پرداخت مناسب و شخصيت پردازي منطقي حسي نوستالژيک را در مخاطب بيدار کرده و لحظاتي غرورآفرين و البته عاطفي را براي تماشاگر فهيم تلويزيون ساخته است. فيلم را حامد رضي تدوين کرده است و موسيقي آن را محمدمهدي گورنگي ساخته است.
"سبز سفید سرخ "می تواند نمونه خوبی باشد برای آن عده از اهالی سینما و تلویزیون که برای ساخت  اثار خود به دنبال نمونه های خارجی  و کپی دست چندم و گرته برداری شده از فرهنگ نا آشنای غرب هستند.
نویسنده و کارگردان با ساخت این فیلم ثابت کرده اند ظرفیت ساخت آثاری در حد استاندارد در کشور وبین نیروهای جوان وجود داشته و نیز می توان با بهره گیری از قصه های بومی و داستانهایی با مفاهیم آشنا و البته آرمانی و فاخر سینما و رسانه ای بالغ و جذاب داشت.
این فیلم که در بیست ونهم فروردین روز ارتش جمهوری اسلامی ایران از رسانه ی ملی پخش شد قشر جوان را با بخشی از ایثار و دلاورمردی های ایرانیان در گذشته ی نزدیک آشنا کرد امید که در آینده شاهد آثار بیشتر و قوی تری از این نویسنده و کارگردان باشیم.
شهرام عبدلي، حسين سليماني، حسين رجايي دوست، سعيد نوالهي، رائد تعميمي و مهسا پرورده از ديگر نقش آفرينان «سبز، سپيد،سرخ» هستند.

گزارش از روشنک عباسي


معرفی فیلم سبز سپید سرخ | مجید تربتی فرد


عمار تفتی در فیلم سبز، سپید، سرخ  تله فیلم سبز سپید سرخ

نام فیلم: سبز، سپید، سرخ 

کارگردان: مجید تربتی‌ فرد

تهیه کننده: مهدی تربتی‌ فرد

بازیگران: عمار تفتی، شهرام عبدلی، حسین سلیمانی، حسین رجایی دوست، سعید نورالهی، رائد تمیمی، مهسا پرورده و ...

خلاصه داستان: درباره سربازی است که هنگام حمله نیروهای عراقی در یک پاسگاه مرزی در حال خدمت است. او مسئول رساندن خبر حمله نیروهای بعثی به اهالی روستا می‌ شود، اما بعد از بازگشت به پاسگاه پی می‌ برد تمام نیروهای پاسگاه به شهادت رسیده‌ اند و برای نجات...
عمار تفتی نقش اصلی "سبز سپید سرخ" را بازی می‌ کند.

منبع: www.amar-tafti.blogfa.com